![]() |
![]() |
|
|
قفسي مي سازم مي فروشم به شما
تابه آوازشقايق که درآن زندانيست دل تنهائيتان تازه
شود... و چه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن
براي تو گريستن و به عشق و دنياي تو نرسيدن
اي کاش مي دانستي بدون تو مرگ گواراترين زندگي
است...
بدون تو و به دور از دستهاي مهربانت زندگي چه تلخ
و ناشکيباست...
اي کاش مي دانستي مرز خواستن کجاست
و اي کاش مي ديدي قلبي را که فقط براي تو مي تپد
حرفها را گاه نمي توان گفت من لحظه هاي با تو بودن
را با اشکهايم تداعي ميکنم وعطر نفسهاي تورا در بند بند وجودم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 13:19 توسط شادی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
بچه های ایرونی کوچه ی تنهایی مشق عشق نسیم ارزوهای جاودانه آرشیو پیوندهای روزانه |