![]() |
![]() |
|
گاه آرزو می کنم می توانستی چند صباحی چون من باشی
بیندیشی به آن چیزی که من می اندیشم ببینی انگونه که من می بینم
واحساس کنی انگونه که من احساس می کنم دریابی اشفتگی ترس
تحسین ودوستی را که نسبت به تو احساس می کردم اگر می توانستی
حتی برای لحظه ای در ذهن من زندگی کنی وبیندیشی انگونه احساس
امروز من را درک می کنی
و درک می کنی که توهم از زندگی من پاک شدی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 10:39 توسط شادی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
بچه های ایرونی کوچه ی تنهایی مشق عشق نسیم ارزوهای جاودانه آرشیو پیوندهای روزانه |