تبليغاتX
آرزوی وصال
 

 

داشتم با خودم فکر می کردم که همیشه گفتن عشق رنگیه    واز رنگین

 

کمان رنگها تشکیل شده ولی آیا می شه روزی تنفر را هم رنگی دید

 

عشق از نظر من مثل چمنزاری می مونه که با وداوم بودن این عشق

 

هر روز چمنزار را سر سبز وسر سبز تر می کنه چون از چشمه

 

محبت می جوشه ومحبت از  قلب تغذیه می کنه که دهانه اش

 

پر شده از گلهای رز ودیوار هایش هر روز با نقش افرینی عشق پر

 

 

همیشه از گلها مریم ونرگس

 

 

ولی چرا این چمنزار به کویری خشک تبدیل می شه اره چون پرنده

 

 

خوشبختی نتونسته پرواز کنه

 

 

واون وقت اشکهایی که نم نم رو گونه هات می غلته تارو پودقلبت را

 

 

داره از هم جدا می کنه می دونی چرا چون چمنزا رش شده یک کویر

 

 

 

 وبر تن اون کویر زخمهایی هم هست که هر چند گذشت زمان به مداوا

 

 

 

پر داخته تا مرحمی براش باشه ولی بعضی از زخمها مثل ترکشهای

 

 

دورا ن جنگ می مونن وتا آخر عمر باهاتن اون وقته که می گن آب

 

هیچ دریا واقیانوسی نمی تونه تنفر را پاک کنه 

 

حالا می خواهم بدونم از نظر شما تنفر چه رنگیه  

 

 یکی از دوستهای بسیار خوبم تنفر را اینجوری معنا کرده رنگ تنفر تو

 

 چشما فرق می کنه


اما همه این وجه اشتراک رو دارن که: نمی خوان ببینش

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 22:7  توسط شادی | 
 

 

آ ن روز با تو بودم

 

امروز بی تو ام

 

آن روز که  با تو بودم

 

بی تو بودم

 

امروز که  بی توام

 

با توام

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 22:58  توسط شادی | 

 

 

 

فکر می کنی چشات چیه ؟دوتا بلای معمولی

 

 

 

چه جوریه مگه صدات ؟یه جور صدای معمولی

 

 

وقتی ازت  حرف می زنم دیگه نمی لرزه تنم

 

 

تو هم یکی مثل همه  تو ادمهای معمولی

 

 

بیا فقط واسه یک بار کلاتو قاضی کن

 

 

 

منم مثل اونها بودم ؟ اون عاشقهای معمولی

 

 

 

ما بد جوری به هم زدیم حسرت به دل موندم هنوز

 

 

بیرون بریم با هم یه روز حتی یه جای معمولی

 

 

راستش می خواستم اولاش نقشی باز کنم

 

 

نقش یه دختر خوش بی ادعای معمولی

 

 

دیدی نقاب من چه زود افتاد ومن همون شدم ؟

 

 

باز همون دختر ک بی ادعای معمولی

 

 

فکر می کنم راه به راه می گه دوستت داره

 

 

چی داره که من ندارم یک جور ادای معمولی

 

 

 

خب می دونم من تو دلم برات می مردم ولیکن

 

 

زیاد برات جالب نبود این گفتنای معمولی

 

 

چه فایده هرچیری که بوده تموم شدو دیگه گذشت

 

 

اینم یه نامه کمتر از نوشته های معمولی

 

 

نمی دونم تو می خونیشون یا که نگاهش نمی کنی

 

 

به خاطر تازگی اون وعدهای معمولی

 

 

منم می بخشمت اخه چاره ای جز این ندارم

 

 

مث همه قهرا وباز اشتیای معمولی

 

 

دیگه مزاحم نمی شم تو کاری با من نداری

 

 

 

تکیه کلام خودته این جمله های معمولی

 

 

 

فقط یک چیزی دوس دارم به یک سوالم جواب بدی

 

 

 

پشت چراغ چشم تو گل بفروشم تومی خری ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 14:51  توسط شادی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
بچه های ایرونی
کوچه ی تنهایی
مشق عشق
نسیم
ارزوهای جاودانه
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
آرشیو موضوعی
عاشقانه
فاصله
پیوندها
ابر احساس سایه ات را مگیر از من ........
بهترین جای بهشت من
شهر باد گیرها
موج تنهایی
چشمان یک عبور...
کلیسای قلبم
صید در دام
امین
دقایق سرخ رندگی
بی سرزمین تر ازباد
بانوی ماه و اب
یاس کبود وحشی
جهانگرد عاشق
روباه
رسم زمانه
کلبه شعر
گاواره
راز دستای تو
در قطار زندگی
فطرس
بودنها نبودنها ودگرگونیها
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد
پسر ........جهنمی .........رشت
عشق ناز گل
غمی غمناک
دانشجوی سبز
دوباره دل هوای با تو بودن کرده
به لاله نازنینم ......همسفر زندگیم
عاشق
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مر دنی
هوا داران مجله جوانان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 

http://www.sh-h-84.blogfa.com------->

Powered by explorer ◄┤