![]() |
![]() |
|
|
تنها تر از همیشه جام می ام تهی ست جام غم پر است
وز جام دل مپرس کاین جام را به سنگ به صبوری شکسته ام
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 20:53 توسط شادی |
|
در تا ریکی ذهن خویش گام خواهم گذاشت وسکوت را خواهم شکست
روحم را تازه خواهم کرد
وعشق را از قلعه قلبم آزاد خواهم کرد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 10:59 توسط شادی |
|
|
من کسیتم بیش از یک انسان خاکی که تمام زندگیش را غبار ناباورانه
تنهایی پوشانده می بایست رفت سفر کرد به دور دستها کوله بارم نان
وقلم وذرهای وعشق است
دیگر از غرش ابرها وزوزه بادها هراسی ندارم
به اینده می نگرم می شتابم به سوی فرداهای پر از عشق
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 0:19 توسط شادی |
|
|
هر شب نگرانی هایم ر به خدا می سپارم
او به هر حال تمام شب بیدار است
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 12:55 توسط شادی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
بچه های ایرونی کوچه ی تنهایی مشق عشق نسیم ارزوهای جاودانه آرشیو پیوندهای روزانه |